der Brückenkontinent

Aussprache: /ˈbʁʏkn̩ˌkɔntinɛnt/
Worttrennung: Brü·cken·kon·ti·nent
اسم

قاره پل، قاره فرضی (در زمین‌شناسی تاریخی)

Bedeutungen

1

در زمین‌شناسی تاریخی، یک قاره یا خشکی فرضی که قاره‌های بزرگتر را به هم متصل می‌کرده است.

  • Die Theorie besagt, dass ein Brückenkontinent einst Asien und Nordamerika verband.این نظریه بیان می‌کند که یک قاره پل زمانی آسیا و آمریکای شمالی را به هم متصل می‌کرده است.
  • Paläontologen suchen nach Fossilien, die die Existenz eines Brückenkontinents beweisen könnten.فسیل‌شناسان به دنبال فسیل‌هایی هستند که بتوانند وجود یک قاره پل را اثبات کنند.
  • Die Vorstellung eines Brückenkontinents hilft, die Verteilung von Tierarten zu erklären.تصور یک قاره پل به توضیح پراکندگی گونه‌های جانوری کمک می‌کند.