der Brückensteg

Aussprache: /ˈbrʏkn̩ˌʃteːk/
Worttrennung: Brü·cken·steg
اسم

پل باریک، گذرگاه پل

Bedeutungen

1

یک گذرگاه باریک و اغلب چوبی یا فلزی که برای عبور از روی آب، شکاف یا موانع دیگر ساخته می‌شود.

  • Der schmale Brückensteg führte über den kleinen Bach im Park.گذرگاه باریک پل (Brückensteg) از روی جوی کوچک در پارک عبور می‌کرد.
  • Man musste vorsichtig über den wackeligen Brückensteg gehen.مجبور بودید با احتیاط از روی گذرگاه ناپایدار پل (Brückensteg) عبور کنید.
  • Ein einfacher Brückensteg verband das Ufer mit der kleinen Insel.یک گذرگاه پل (Brückensteg) ساده، ساحل را به جزیره کوچک متصل می‌کرد.