das Brandloch
سوراخ سوختگی، جای سوختگی
Bedeutungen
1
سوراخ یا اثری که در اثر سوختن یا تماس با حرارت زیاد بر روی یک ماده (مانند پارچه، چوب) ایجاد شده است.
- Ich habe versehentlich ein Brandloch in meine Hose gemacht.من به طور تصادفی در شلوارم سوراخ سوختگی ایجاد کردم.
- Das Brandloch auf dem Tisch war sehr tief.جای سوختگی روی میز بسیار عمیق بود.
- Man kann das Brandloch deutlich erkennen.میتوان جای سوختگی را به وضوح تشخیص داد.