das Brandmal
داغ سوختگی، اثر سوختگی روی پوست
Bedeutungen
1
اثر باقیمانده روی پوست پس از سوختگی، که میتواند به صورت جای زخم یا تغییر رنگ پوست باشد.
- Das Brandmal auf seinem Arm erinnerte ihn an den Unfall.داغ سوختگی روی بازویش او را به یاد آن حادثه انداخت.
- Nach der Verbrennung blieb ein deutliches Brandmal zurück.پس از سوختگی، یک اثر سوختگی واضح باقی ماند.
- Die Hautärztin behandelte das Brandmal, um es weniger sichtbar zu machen.متخصص پوست، داغ سوختگی را درمان کرد تا کمتر قابل مشاهده باشد.