die Brandmarkung
داغ زدن (به عنوان مجازات یا نشانه)، بدنام کردن، رسوا کردن
Beispiele
- Von da an war Everett nicht einmal mehr der Mühe einer ''Brandmarkung'' wert.از آن به بعد، اورت حتی ارزش "بدنام کردن" را هم نداشت.
داغ زدن (به عنوان مجازات یا نشانه)، بدنام کردن، رسوا کردن