die Brandungswelle
موج شکستهشده
Bedeutungen
1
موجی که در نزدیکی ساحل به دلیل کمعمق شدن آب و برخورد با بستر دریا میشکند و به سمت ساحل میرود.
- Die Brandungswelle brach mit lautem Getöse am Strand.موج شکستهشده با غرش بلندی در ساحل شکست.
- Surfer lieben es, auf der Brandungswelle zu reiten.موجسواران دوست دارند روی موج شکستهشده موجسواری کنند.
- Eine starke Brandungswelle kann gefährlich für Schwimmer sein.یک موج شکستهشده قوی میتواند برای شناگران خطرناک باشد.