die Brasserie

Aussprache: /brasəˈriː/
Worttrennung: Bras·se·rie
اسم

آبجکت، آبجکت‌فروشی، رستوران یا کافه سنتی که در آن آبجو و غذاهای ساده سرو می‌شود

Bedeutungen

1

یک نوع رستوران یا کافه، به ویژه در فرانسه، که معمولاً آبجو، شراب و غذاهای ساده و سنتی سرو می‌کند.

  • Wir saßen in einer gemütlichen Brasserie und aßen Quiche Lorraine.ما در یک کافه دنج نشستیم و کیش لورن خوردیم.
  • Die Brasserie ist bekannt für ihr frisches Bier.این کافه به خاطر آبجوی تازه خود مشهور است.
  • Am Abend besuchten wir eine typische Pariser Brasserie.عصر یک کافه سنتی پاریسی را دیدیم.