der Bratapfel
سیب پخته (در فر)
Bedeutungen
1
سیبی که معمولاً با مواد شیرین مانند شکر، دارچین و مغزها پر شده و در فر پخته میشود.
- Zum Nachtisch gab es einen warmen Bratapfel mit Vanillesoße.برای دسر، یک سیب پخته گرم با سس وانیلی سرو شد.
- Der Duft von Bratäpfeln erfüllt das ganze Haus in der Weihnachtszeit.عطر سیبهای پخته در زمان کریسمس تمام خانه را پر میکند.
- Sie füllte den Bratapfel mit Rosinen und Mandeln.او سیب پخته را با کشمش و بادام پر کرد.