der Bratapfel

Aussprache: /ˈbʁaːtˌapfl̩/
Worttrennung: Brat·ap·fel
اسم

سیب پخته (در فر)

Bedeutungen

1

سیبی که معمولاً با مواد شیرین مانند شکر، دارچین و مغزها پر شده و در فر پخته می‌شود.

  • Zum Nachtisch gab es einen warmen Bratapfel mit Vanillesoße.برای دسر، یک سیب پخته گرم با سس وانیلی سرو شد.
  • Der Duft von Bratäpfeln erfüllt das ganze Haus in der Weihnachtszeit.عطر سیب‌های پخته در زمان کریسمس تمام خانه را پر می‌کند.
  • Sie füllte den Bratapfel mit Rosinen und Mandeln.او سیب پخته را با کشمش و بادام پر کرد.