der Bratengeruch

Aussprache: /ˈbraːtənɡəˌʁuːx/
Worttrennung: Bra·ten·ge·ruch
اسم

بوی گوشت بریان/بوی کباب

Bedeutungen

1

بوی مطبوع و اشتهاآوری که از پختن گوشت در فر یا روی آتش (کباب کردن) بلند می‌شود.

  • Der Bratengeruch erfüllte die ganze Küche und machte uns hungrig.بوی گوشت بریان تمام آشپزخانه را پر کرد و ما را گرسنه کرد.
  • Am Sonntag zog der Bratengeruch aus dem Garten in die Nachbarhäuser.در روز یکشنبه بوی کباب از حیاط به خانه‌های همسایه کشیده شد.
  • Ich liebe den Bratengeruch von frisch gebratenem Hähnchen.من عاشق بوی گوشت بریان مرغ تازه هستم.