die Bratensoße

Aussprache: /ˈbʁaːtənˌzøːsə/
Worttrennung: Bra·ten·so·ße
اسم

سس گوشت سرخ شده

Bedeutungen

1

سسی که از عصاره گوشت سرخ شده یا بریان شده تهیه می‌شود و معمولاً به عنوان چاشنی برای گوشت سرو می‌شود.

  • Die Bratensoße hat dem Fleisch einen wunderbaren Geschmack verliehen.سس گوشت سرخ شده طعم فوق‌العاده‌ای به گوشت بخشیده بود.
  • Für den Sonntagsbraten brauchen wir eine gute Bratensoße.برای گوشت بریان روز یکشنبه به یک سس گوشت سرخ شده خوب نیاز داریم.
  • Der Koch servierte das Schnitzel mit einer cremigen Bratensoße.آشپز شنیتسل را با یک سس گوشت سرخ شده خامه‌ای سرو کرد.