das Brathähnchen

Aussprache: /ˈbraːtˌhɛːnçn̩/
Worttrennung: Brat·hähn·chen
اسم

مرغ بریان / جوجه کبابی

Bedeutungen

1

یک جوجه کامل که در فر یا روی آتش بریان شده است؛ مشابه Grillhähnchen اما ممکن است به روش‌های سنتی‌تر یا خانگی اشاره داشته باشد.

  • Am Sonntag gibt es bei uns oft Brathähnchen mit Kartoffelsalat.روزهای یکشنبه معمولاً در خانه ما جوجه کبابی با سالاد سیب‌زمینی داریم.
  • Das Brathähnchen aus dem Ofen war sehr saftig.جوجه کبابی از فر بسیار آبدار بود.
  • Sie bereitete ein einfaches Brathähnchen mit Kräutern zu.او یک جوجه کبابی ساده با سبزیجات معطر آماده کرد.