die Bratkartoffel

Aussprache: /ˈbʁaːtkaʁˌtɔfl̩/
Worttrennung: Brat·kar·tof·fel
اسم

سیب‌زمینی سرخ‌کرده (به سبک آلمانی با پیاز و گاهی بیکن)

Bedeutungen

1

سیب‌زمینی‌هایی که به صورت ورقه‌ای یا مکعبی خرد شده، با پیاز و گاهی بیکن یا گوشت در روغن سرخ می‌شوند و به عنوان یک غذای جانبی یا اصلی در آشپزی آلمانی محبوبیت دارند.

  • Zum Mittagessen gab es Schnitzel mit leckeren Bratkartoffeln.برای ناهار شنیتسل با سیب‌زمینی سرخ‌کرده خوشمزه سرو شد.
  • Meine Oma macht die besten Bratkartoffeln der Welt.مادربزرگ من بهترین سیب‌زمینی‌های سرخ‌کرده دنیا را درست می‌کند.
  • Wir bestellen oft Bratkartoffeln als Beilage zum Schweinebraten.ما اغلب سیب‌زمینی سرخ‌کرده را به عنوان غذای جانبی برای گوشت خوک بریان سفارش می‌دهیم.