der Braunton
رنگ قهوهای، طیف قهوهای
Bedeutungen
1
رنگ قهوهای یا یکی از طیفهای مختلف رنگ قهوهای.
- Sie trug einen Mantel in einem warmen Braunton.او مانتویی به رنگ قهوهای گرم پوشیده بود.
- Der Braunton des Holzes passte gut zur Einrichtung.طیف قهوهای چوب با دکوراسیون هماهنگ بود.
- Der Maler mischte verschiedene Brauntöne für das Bild.نقاش طیفهای مختلف قهوهای را برای نقاشی مخلوط کرد.