das Brechmittel

Aussprache: /ˈbrɛçˌmɪtl̩/
Wortzerlegung: Brech·mit·tel
اسم

داروی تهوع‌آور، استفراغ‌آور

Beispiele

  • Die Befragung Scherfs sollte klären, welche politischen Vorgaben es 2004 zum Einsatz von ''Brechmitteln'' bei mutmaßlichen Drogendealern gab.بازجویی از شرف باید روشن می‌کرد که در سال ۲۰۰۴ چه دستورالعمل‌های سیاسی برای استفاده از داروهای تهوع‌آور در مورد قاچاقچیان مواد مخدر مظنون وجود داشته است.