اسم
حلیم، پوره، غذای له شده و غلیظ
جملات نمونه برای Brei:
Er fütterte das Baby mit ''Brei.''
او به نوزاد پوره داد.
„Für etwas Geld oder kostenlos für Mütter, die kein Geld haben, und ohne Lebensmittelmarken können sie etwas warme Haferflocken oder ''Brei'' für ihre Kinder bekommen, Magermilch und heiße Suppe.“
«آنها میتوانند مقداری بلغور جو دوسر گرم یا حلیم برای کودکان خود، شیر کمچرب و سوپ داغ را به ازای مقداری پول یا به صورت رایگان برای مادرانی که پول ندارند و بدون کوپن غذا دریافت کنند.»