das Brennglas

Aussprache: /ˈbʁɛnɡlaːs/
Worttrennung: Brenn·glas
اسم

ذره‌بین / عدسی محدب

Bedeutungen

1

یک عدسی محدب که نور را در یک نقطه کانونی متمرکز می‌کند و می‌تواند برای ایجاد گرما یا آتش‌سوزی استفاده شود؛ همچنین به عنوان ذره‌بین برای بزرگنمایی اشیاء ریز.

  • Mit einem Brennglas kann man Sonnenstrahlen bündeln.با ذره‌بین می‌توان پرتوهای خورشید را متمرکز کرد.
  • Er benutzte das Brennglas, um die winzige Schrift zu lesen.او از ذره‌بین برای خواندن نوشته ریز استفاده کرد.
  • Das Brennglas entzündete das trockene Laub.عدسی محدب باعث اشتعال برگ‌های خشک شد.