das Brennholz
هیزم، چوب سوخت
Bedeutungen
1
چوبهایی که برای سوخت و گرمایش در اجاقها یا شومینهها استفاده میشوند.
- Wir haben im Sommer genug Brennholz für den Winter gesammelt.ما در تابستان به اندازه کافی هیزم برای زمستان جمع کردیم.
- Das Brennholz knistert gemütlich im Kamin.هیزم به دلنشینی در شومینه جلز و ولز میکند.
- Der Preis für Brennholz ist in diesem Jahr gestiegen.قیمت چوب سوخت امسال افزایش یافته است.