die Brennstoffreserve
ذخیره سوخت
Bedeutungen
1
مقدار سوختی که برای مواقع اضطراری یا نیازهای آینده نگهداری میشود.
- Die Regierung hat eine strategische Brennstoffreserve angelegt.دولت یک ذخیره سوخت استراتژیک ایجاد کرده است.
- Ohne eine ausreichende Brennstoffreserve könnten wir in eine Energiekrise geraten.بدون ذخیره سوخت کافی، ممکن است دچار بحران انرژی شویم.
- Das Schiff verfügt über eine große Brennstoffreserve für lange Reisen.این کشتی برای سفرهای طولانی دارای ذخیره سوخت زیادی است.