die Bretterwand
دیوار تختهای، دیوار چوبی
Bedeutungen
1
دیواری که از تختههای چوبی عمودی یا افقی ساخته شده است، معمولاً در ساختمانهای موقت، حصارها، یا به عنوان بخشی از سازههای چوبی.
- Die Bretterwand des Schuppens war windschief.دیوار تختهای انبار کج و معوج بود.
- Sie errichteten eine einfache Bretterwand als Sichtschutz im Garten.آنها یک دیوار تختهای ساده به عنوان حفاظ دید در باغ ساختند.
- Die Bretterwand des alten Hauses knarrte im Wind.دیوار تختهای خانه قدیمی در باد جیرجیر میکرد.
2
دیواری که با روکش تختههای چوبی تزئین یا پوشانده شده است.
- Die rustikale Bretterwand verlieh dem Raum Gemütlichkeit.دیوار تختهای روستایی به اتاق گرما و صمیمیت میبخشید.
- Die Bretterwand im Esszimmer wurde mit Bildern geschmückt.دیوار تختهای در اتاق غذاخوری با عکسها تزئین شد.
- Er entschied sich für eine helle Bretterwand, um den Raum größer wirken zu lassen.او دیوار تختهای روشن را انتخاب کرد تا اتاق بزرگتر به نظر برسد.