die Briefträgerin

Aussprache: /ˈbʁiːfˌtʁɛːɡəʁɪn/
Worttrennung: Brief·trä·ge·rin
اسم

نامه‌رسان زن، پستچی زن

Bedeutungen

1

زنی که وظیفه رساندن نامه‌ها و بسته‌های پستی را بر عهده دارد.

  • Die Briefträgerin klingelte, um das Paket abzugeben.نامه‌رسان زن زنگ زد تا بسته را تحویل دهد.
  • Unsere Briefträgerin kennt jeden Hund in der Nachbarschaft.نامه‌رسان زن ما هر سگی را در محله می‌شناسد.
  • Die Briefträgerin hat heute besonders viele Briefe gebracht.نامه‌رسان زن امروز نامه‌های زیادی آورده بود.