die Brillantbrosche
بروش الماسنشان، سنجاق سینه برلیان
Beispiele
- Ich öffnete die herzförmige ''Brillantbrosche'', die ihren Hemdkragen verschloß, und bevor meine Augen sahen, fühlten meine Hände, daß nur das Hemd die beiden Lebensspender, die ihre Brust zierten, vor der Luft schützte.بروش قلبی شکلی را که یقه پیراهنش را میبست باز کردم، و قبل از اینکه چشمانم ببینند، دستانم حس کردند که فقط پیراهن آن دو بخش زندگی را که سینهاش را زینت داده بود از هوا محافظت میکند.