die Brillenschlange
کبرای عینکی، مار عینکی (کنایه از فرد عینکی که زیاد مطالعه میکند یا به نظرش باهوش میآید)
Bedeutungen
1
نام رایج برای مار کبرا (Naja naja) که به دلیل وجود حلقههای سیاه و سفید روی کلاهکش شبیه عینک است.
- Die Brillenschlange ist eine giftige Schlange, die in Asien vorkommt.کبرای عینکی یک مار سمی است که در آسیا یافت میشود.
- Der Schlangenbeschwörer spielte auf seiner Flöte, während die Brillenschlange ihren Kopf hob.افسونگر مار با فلوت خود مینواخت در حالی که کبرای عینکی سرش را بالا میآورد.
- Man muss vorsichtig sein, wenn man einer Brillenschlange begegnet.هنگام برخورد با کبرای عینکی باید مراقب بود.
2
به صورت کنایهآمیز به فردی که عینک میزند و اغلب تصور میشود که بسیار مطالعه میکند یا باهوش است، گفته میشود.
- Er liest so viele Bücher, er ist wirklich eine richtige Brillenschlange.او اینقدر کتاب میخواند، واقعاً یک مار عینکی (کنایه از کتابخوان حرفهای) است.
- Die Lehrerin nannte sie scherzhaft die Brillenschlange der Klasse.معلم او را به شوخی مار عینکی کلاس نامید.
- Mit seiner Brille und den dicken Büchern wirkte er wie eine typische Brillenschlange.او با عینک و کتابهای قطورش شبیه یک مار عینکی معمولی به نظر میرسید.