die Brillenträgerin

Aussprache: /ˈbrɪlənˌtrɛːɡərɪn/
Worttrennung: Bril·len·trä·ge·rin
اسم

زن عینک‌سی

Bedeutungen

1

زنی که برای اصلاح بینایی یا محافظت از چشم‌ها از عینک استفاده می‌کند.

  • Die Brillenträgerin suchte ihre Brille, die sie gerade abgelegt hatte.عینک‌دار زن، عینک خود را که تازه گذاشته بود، پیدا کرد.
  • Als Brillenträgerin wählte sie ein modisches Gestell aus.او به عنوان یک عینک‌دار زن، یک قاب مد روز را انتخاب کرد.
  • Die Lehrerin, eine Brillenträgerin, erklärte die Aufgabe geduldig.معلم، که عینک‌دار بود، تکلیف را با صبر توضیح داد.