das Bruchband

Aussprache: /ˈbʁʊxbant/
Worttrennung: Bruch·band
اسم

بانداژ فتق، کمربند فتق

Bedeutungen

1

یک وسیله حمایتی پزشکی، معمولاً یک کمربند یا بند کشی، که برای اعمال فشار بر روی ناحیه فتق و جلوگیری از بیرون‌زدگی آن استفاده می‌شود.

  • Der Arzt empfahl ihm, ein Bruchband zu tragen, bis zur Operation.دکتر به او توصیه کرد که تا زمان جراحی، از کمربند فتق استفاده کند.
  • Das Bruchband bietet Unterstützung und lindert die Schmerzen.کمربند فتق، حمایت ایجاد کرده و درد را تسکین می‌دهد.
  • Sie passte das Bruchband sorgfältig an.او کمربند فتق را با دقت تنظیم کرد.