das Bruchkraut

Aussprache: /ˈbʁʊxˌkʁaʊ̯t/
Worttrennung: Bruch·kraut
اسم

علف فتق، علف شکستگی (نام گیاه)

Bedeutungen

1

نامی رایج برای چندین گونه گیاهی، به ویژه گیاهانی که در طب سنتی برای درمان فتق یا شکستگی استفاده می‌شدند. (مثلاً Polygonum aviculare)

  • Das Bruchkraut wurde früher zur Behandlung von Wunden eingesetzt.علف فتق قبلاً برای درمان زخم‌ها استفاده می‌شد.
  • In der Volksmedizin spielt das Bruchkraut eine wichtige Rolle.در طب عامیانه، علف فتق نقش مهمی ایفا می‌کند.
  • Die Pflanze, die wir als Bruchkraut kennen, wächst oft auf Wegen.گیاهی که ما آن را به عنوان علف فتق می‌شناسیم، اغلب در کنار راه‌ها رشد می‌کند.