der Bruderstaat

Aussprache: /ˈbʁuːdɐˌʃtaːt/
Worttrennung: Bru·der·staat
اسم

کشور برادر، دولت هم‌پیمان

Bedeutungen

1

کشوری که از نظر سیاسی، ایدئولوژیک یا نظامی با کشور دیگری روابط بسیار نزدیک و دوستانه‌ای دارد و اغلب به عنوان متحد یا هم‌پیمان در نظر گرفته می‌شود.

  • Während des Kalten Krieges betrachteten sich viele Länder als Bruderstaat der Sowjetunion.در طول جنگ سرد، بسیاری از کشورها خود را کشور برادر اتحاد جماهیر شوروی می‌دانستند.
  • Die beiden Nationen pflegten eine enge Beziehung als Bruderstaat.این دو ملت به عنوان کشور برادر، روابط نزدیکی داشتند.
  • Er sprach von der Notwendigkeit, die Solidarität zwischen den Bruderstaaten zu stärken.او از لزوم تقویت همبستگی بین کشورهای برادر صحبت کرد.