die Brusthöhe
ارتفاع سینه، همسطح سینه
Bedeutungen
1
ارتفاعی که تقریباً با سطح سینه یک فرد بالغ مطابقت دارد.
- Das Regalbrett war auf Brusthöhe angebracht.قفسه در ارتفاع سینه نصب شده بود.
- Er hielt das Kind auf Brusthöhe.او کودک را در ارتفاع سینه نگه داشت.
- Die Markierung befand sich auf Brusthöhe an der Wand.علامت در ارتفاع سینه روی دیوار قرار داشت.