der Brustkorb

Aussprache: /ˈbʁʊstˌkɔrp/
Worttrennung: Brust·korb
اسم

قفسه سینه

Bedeutungen

1

بخشی از بدن انسان و حیوانات مهره‌دار که شامل دنده‌ها، استخوان جناغ سینه و مهره‌های سینه‌ای است و اندام‌های حیاتی مانند قلب و ریه‌ها را در بر می‌گیرد و محافظت می‌کند.

  • Nach dem Sturz klagte er über Schmerzen im Brustkorb.پس از سقوط، او از درد در قفسه سینه‌اش شکایت داشت.
  • Der Arzt hörte die Lunge durch den Brustkorb ab.پزشک ریه‌ها را از طریق قفسه سینه سمع کرد.
  • Ein starker Schlag auf den Brustkorb kann gefährlich sein.ضربه شدید به قفسه سینه می‌تواند خطرناک باشد.