die Buße
توبه، کفاره، جریمه
Bedeutungen
1
عمل توبه و پشیمانی از گناهان، به ویژه در معنای مذهبی.
- In der Fastenzeit legen viele Gläubige Wert auf Buße und Besinnung.در ایام روزهداری، بسیاری از مؤمنان به توبه و تأمل اهمیت میدهند.
- Er tat aufrichtig Buße für seine vergangenen Fehler.او از اشتباهات گذشتهاش صمیمانه توبه کرد.
- Die Buße ist ein wichtiger Schritt zur Versöhnung.توبه گامی مهم به سوی آشتی است.
2
پرداخت مبلغی پول به عنوان جریمه یا مجازات برای تخلف یا جرم.
- Wegen Falschparkens musste er eine hohe Buße zahlen.او مجبور شد به دلیل پارک دوبل جریمه سنگینی بپردازد.
- Die Buße für Geschwindigkeitsüberschreitung ist je nach Schweregrad unterschiedlich.جریمه سرعت غیرمجاز بسته به شدت تخلف متفاوت است.
- Das Gericht verhängte eine Buße gegen das Unternehmen wegen Umweltverschmutzung.دادگاه به دلیل آلودگی محیط زیست، جریمهای را علیه شرکت تعیین کرد.