اسم
بومرنگ (چوب پرتابی برگشتپذیر / معنای مجاز: کارِ به خود برگشته)
جملات نمونه برای Bumerang:
Er wirft den ''Bumerang'' und fängt ihn genau an derselben Stelle, wo er ihn geworfen hatte.
او بومرنگ را پرت میکند و دقیقا در همان نقطهای که آن را پرتاب کرده بود، میگیردش.
„Ich wollte das nachmachen, aber bei mir flog der ''Bumerang'' in ein Dornengestrüpp, und da kriegte ich ihn nicht mehr raus.“
«من میخواستم این را تقلید کنم، اما بومرنگِ من به درون بوته خار پرواز کرد و دیگر نتوانستم آن را بیرون بیاورم.»