die Bungeespringerin
زن بندباز (که از ارتفاع با طناب میپرد)
Beispiele
- Ich fühle mich wie eine ''Bungeespringerin'', deren Zehenspitzen schon die Absprungkante berühren.احساس میکنم مثل یک بندباز هستم که نوک انگشتان پایش لبه پرش را لمس میکند.
زن بندباز (که از ارتفاع با طناب میپرد)