der Bypass
بایپس، مسیر فرعی، میانبر
Bedeutungen
1
یک مسیر یا جاده جایگزین که برای دور زدن یک منطقه شلوغ یا خطرناک ساخته میشود.
- Der neue Bypass um die Stadt reduziert den Verkehr im Zentrum erheblich.بایپس جدید اطراف شهر، ترافیک در مرکز را به میزان قابل توجهی کاهش میدهد.
- Um Staus zu vermeiden, nahmen wir den Bypass.برای جلوگیری از ترافیک، ما از مسیر فرعی استفاده کردیم.
- Die Bauarbeiten am Bypass werden voraussichtlich nächstes Jahr abgeschlossen sein.انتظار میرود کارهای ساختمانی در مسیر فرعی سال آینده به پایان برسد.
2
در پزشکی، یک عمل جراحی که در آن یک رگ خونی برای دور زدن یک شریان مسدود یا تنگ شده پیوند زده میشود (مانند بایپس قلب).
- Nach dem Herzinfarkt musste er einen Bypass bekommen.پس از حمله قلبی، او نیاز به عمل بایپس داشت.
- Der Chirurg erklärte, dass ein Bypass die beste Option sei.جراح توضیح داد که بایپس بهترین گزینه است.
- Die Erholungszeit nach der Bypass-Operation ist oft lang.دوره نقاهت پس از عمل جراحی بایپس اغلب طولانی است.