der Bypass

Aussprache: /ˈbaɪ̯pas/
Worttrennung: By·pass
اسم

بای‌پس، مسیر فرعی، میان‌بر

Bedeutungen

1

یک مسیر یا جاده جایگزین که برای دور زدن یک منطقه شلوغ یا خطرناک ساخته می‌شود.

  • Der neue Bypass um die Stadt reduziert den Verkehr im Zentrum erheblich.بای‌پس جدید اطراف شهر، ترافیک در مرکز را به میزان قابل توجهی کاهش می‌دهد.
  • Um Staus zu vermeiden, nahmen wir den Bypass.برای جلوگیری از ترافیک، ما از مسیر فرعی استفاده کردیم.
  • Die Bauarbeiten am Bypass werden voraussichtlich nächstes Jahr abgeschlossen sein.انتظار می‌رود کارهای ساختمانی در مسیر فرعی سال آینده به پایان برسد.
2

در پزشکی، یک عمل جراحی که در آن یک رگ خونی برای دور زدن یک شریان مسدود یا تنگ شده پیوند زده می‌شود (مانند بای‌پس قلب).

  • Nach dem Herzinfarkt musste er einen Bypass bekommen.پس از حمله قلبی، او نیاز به عمل بای‌پس داشت.
  • Der Chirurg erklärte, dass ein Bypass die beste Option sei.جراح توضیح داد که بای‌پس بهترین گزینه است.
  • Die Erholungszeit nach der Bypass-Operation ist oft lang.دوره نقاهت پس از عمل جراحی بای‌پس اغلب طولانی است.