اسم
کمپکننده، مسافر چادرنشین، (در بازی) کسی که در یک نقطه کمین میکند
جملات نمونه برای Camper:
„Ein Lkw bahnt sich seinen Weg über das Gelände – drei Achsen, hoch wie ein Haus, quietschgelb lackiert und mit dröhnendem Motor. Doch die ''Camper,'' die ringsum mit ihren Kaffeetassen in der Spätsommersonne sitzen, lassen sich nicht aus der Ruhe bringen.“
یک کامیون راه خود را از میان محوطه باز میکند؛ سه محور، بلند به اندازه یک خانه، با رنگ زرد جیغ و موتوری پرصدا. اما کمپکنندگانی که در اطراف با فنجانهای قهوه خود در آفتاب اواخر تابستان نشستهاند، آرامش خود را از دست نمیدهند.