der Campingplatz
محل کمپینگ، اردوگاه چادر، کمپ
Bedeutungen
1
مکانی مشخص و اغلب مجهز که برای برپایی چادر، پارک کردن کاروان یا اقامت در اقامتگاههای موقت (مانند کابین) در نظر گرفته شده است.
- Der Campingplatz am See war im Sommer sehr voll.محل کمپینگ کنار دریا در تابستان خیلی شلوغ بود.
- Wir haben unseren Wohnwagen auf dem Campingplatz abgestellt.ما کاروان خود را در محل کمپینگ پارک کردیم.
- Der Campingplatz bietet sanitäre Anlagen und einen kleinen Laden.این اردوگاه چادر امکانات بهداشتی و یک مغازه کوچک دارد.