die Chronifizierung

Aussprache: /kroːnifiˈtsiːrʊŋ/
Worttrennung: Chro·ni·fi·zie·rung
اسم

مزمن شدن، مزمن‌سازی

Bedeutungen

1

فرایند تبدیل شدن یک بیماری، وضعیت یا مشکل از حالت حاد به حالت مزمن؛ طولانی شدن و پایدار شدن یک وضعیت.

  • Die mangelnde Behandlung führte zur Chronifizierung der Krankheit.عدم درمان کافی منجر به مزمن شدن بیماری شد.
  • Die Chronifizierung von Schmerzen kann die Lebensqualität erheblich beeinträchtigen.مزمن شدن درد می‌تواند کیفیت زندگی را به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهد.
  • Die Experten diskutierten die Risiken der Chronifizierung von Arbeitslosigkeit.کارشناسان در مورد خطرات مزمن شدن بیکاری بحث کردند.