die Chronizität

Aussprache: /kʁoniˈt͡siˈtɛːt/
Worttrennung: Chro·ni·zi·tät
اسم

مزمن بودن، طولانی بودن (بیماری)

Bedeutungen

1

ویژگی یک بیماری یا وضعیت که برای مدت طولانی ادامه دارد؛ حالت مزمن.

  • Die Chronizität dieser Krankheit macht die Behandlung schwierig.مزمن بودن این بیماری، درمان را دشوار می‌کند.
  • Ärzte müssen die Chronizität von Symptomen berücksichtigen.پزشکان باید طولانی بودن علائم را در نظر بگیرند.
  • Die hohe Luftverschmutzung trägt zur Chronizität von Atemwegserkrankungen bei.آلودگی شدید هوا به مزمن بودن بیماری‌های تنفسی کمک می‌کند.