die Clankriminalität

Aussprache: /ˈklaːnkʁiminaliˌtɛːt/
Worttrennung: Clan·kri·mi·na·li·tät
اسم

جرم سازمان‌یافته قبیله‌ای، جرم باندهای خانوادگی

Bedeutungen

1

فعالیت‌های مجرمانه سازمان‌یافته توسط گروه‌هایی که بر اساس روابط خانوادگی یا قبیله‌ای شکل گرفته‌اند.

  • Die Polizei ermittelt gegen die organisierte Clankriminalität.پلیس در حال تحقیق علیه جرم سازمان‌یافته قبیله‌ای است.
  • Clankriminalität stellt eine große Herausforderung für die Strafverfolgung dar.جرم باندهای خانوادگی چالش بزرگی برای اجرای قانون است.
  • Es gibt Bemühungen, die Clankriminalität durch präventive Maßnahmen zu bekämpfen.تلاش‌هایی برای مبارزه با جرم سازمان‌یافته قبیله‌ای از طریق اقدامات پیشگیرانه وجود دارد.