اسم
کلاینت، سرویسگیرنده (در علوم کامپیوتر)
جملات نمونه برای Client:
Der ''Client'' fällt wegen Wartungsarbeiten heute eine Stunde aus.
کلاینت امروز به دلیل کارهای تعمیراتی یک ساعت از دسترس خارج میشود.
„Die Smart-Antennen des WPN824 lokalisieren hingegen den ''Client'' automatisch und berechnen selbstständig die schnellste Verbindung zwischen den Einheiten.“
در مقابل، آنتنهای هوشمند WPN824 کلاینت را به طور خودکار مکانیابی کرده و سریعترین اتصال بین واحدها را به صورت مستقل محاسبه میکنند.