„Im Hotel umarmte mein Vater gleich den ''Concierge'', der Anatole heißt, furchtbar schielt und viel weiß, vor allem über Verträge, die mein Vater mit Herrn Krabbe schließt.“
«در هتل پدرم بلافاصله سرایدار را در آغوش گرفت، که آناتول نام دارد، به شدت لوچ است و چیزهای زیادی میداند، به خصوص در مورد قراردادهایی که پدرم با آقای کرابه میبندد.»