اسم
حسابرسی داخلی، مدیریت مالی و کنترل
جملات نمونه برای Controlling:
Das ''Controlling'' möchte von Ihnen bis Ende der Woche eine Aufstellung über die zu erwartenden Abweichungen.
بخش کنترل میخواهد تا پایان هفته از شما گزارشی درباره انحرافات پیشبینیشده داشته باشد.
„Der Mann, der eine der erfolgreichsten Wirtschaftshochschulen Deutschlands leitet, könnte auch im ''Controlling'' einer Sparkasse arbeiten.“
مردی که یکی از موفقترین دانشکدههای اقتصاد آلمان را اداره میکند، میتواند در بخش کنترل یک بانک پسانداز نیز کار کند.