das Corned Beef
کُورنِد بیف (گوشت گاو نمک سود شده)
Beispiele
- Er belegte sein Sandwich mit ''Corned Beef'' und Gurken.او ساندویچ خود را با کُورنِد بیف و خیار پر کرد.
- In Labskaus gehört viel ''Corned Beef.در لابسکاوس مقدار زیادی کُورنِد بیف وجود دارد.
کُورنِد بیف (گوشت گاو نمک سود شده)