der Counter
باجه، پیشخوان (در فرودگاه یا ایستگاه)، شمارنده (در اینترنت)
Beispiele
- Er holte sich gerade noch rechtzeitig eine Fahrkarte am ''Counter'' im Bahnhof.او درست به موقع یک بلیط از باجه در ایستگاه قطار گرفت.
- Durch eine massive Werbekampagne schoss die Besucheranzeige des ''Counters'' in die Höhe.با یک کمپین تبلیغاتی گسترده، شمارنده بازدیدکنندگان به شدت بالا رفت.