اسم
دختردایی، دخترخاله، دخترعمو، دخترعمه
جملات نمونه برای Cousine:
Meine ''Cousine'' ist auch eine schöne Frau.
«دخترعموی» من هم زن زیبایی است.
Ich sehe meine ''Cousine'' Klara nur zum Geburtstag meiner Oma.
من «دخترخالهام» کلارا را فقط در جشن تولد مادربزرگم میبینم.
„Meine ''Cousine'' hat ihr Haus in Moers von zwei Polen streichen lassen.“
«دخترداییام» خانهاش را در مورس توسط دو لهستانی رنگآمیزی کرد.