اسم
کراس (در تنیس: ضربه مورب)، مسابقه کراس (در دو، دوچرخهسواری، موتورکراس)
جملات نمونه برای Cross:
Sie schulg einen ''Cross.''
او یک ضربه کراس زد.
Er nimmt an einem ''Cross'' im Mountainbike tei.
او در یک مسابقه کراس دوچرخهسواری کوهستان شرکت میکند.
„Bevor er mit einem ''Cross'' nachlegen konnte, tastete ich sein Bein entlang, bis ich seine Eier fand.“
«قبل از اینکه او بتواند با یک کراس ادامه دهد، من پایش را لمس کردم تا تخمهایش را پیدا کنم.»