اسم
جام؛ مسابقه جام حذفی؛ فنجان/کاسه (در برخی ترکیبات)
جملات نمونه برای Cup:
Es war ein unbeschreibliches Gefühl, den ''Cup'' endlich in Händen zu halten.
حس وصفناپذیری بود که بالاخره جام را در دست داشت.
Zum ersten Mal konnten sie sich für den ''Cup'' qualifizieren.
آنها برای اولین بار توانستند به جام راه یابند.
Schüttele doch bitte erst die Krümel aus deinen ''Cups''.
لطفاً اول خردهها را از فنجانهایت بتکان.