die Dämmerung

Aussprache: /ˈdɛmərʊŋ/
Worttrennung: Däm·me·rung
اسم

گرگ و میش، پگاه، ففق

Bedeutungen

1

نور کم و پراکنده در زمان غروب خورشید یا طلوع آن، زمانی که آسمان هنوز کاملاً تاریک یا کاملاً روشن نیست.

  • In der frühen Dämmerung erwacht die Natur langsam zum Leben.در گرگ و میش سحر، طبیعت به آرامی جان می‌گیرد.
  • Wir gingen im Zwielicht des Abends spazieren.ما در گرگ و میش عصر قدم زدیم.
  • Die Dämmerung brach herein und die Sterne wurden sichtbar.گرگ و میش آغاز شد و ستارگان نمایان شدند.
2

به صورت مجازی، به دوره‌ای از افول، زوال یا پایان یک دوره اشاره دارد.

  • Die Dämmerung des Imperiums war unaufhaltsam.افول امپراتوری اجتناب‌ناپذیر بود.
  • Er erlebte die Dämmerung seiner Karriere.او دوران افول حرفه‌اش را تجربه کرد.
  • Die Dämmerung der Aufklärung brachte neue Ideen.آغاز عصر روشنگری ایده‌های جدیدی به ارمغان آورد.