die Däumelinchen

Aussprache: /ˈdɔɪ̯məˌlɪnçən/
Worttrennung: Däu·me·lin·chen
اسم

بچه انگشتی، دخترک انگشتی

Bedeutungen

1

شخصیت اصلی در داستان پریان به همین نام اثر هانس کریستین آندرسن؛ دختری بسیار کوچک که از درون یک گل تولد یافته است. به طور کلی به معنای دختربچه بسیار کوچک و ظریف.

  • Das kleine Mädchen war so zierlich, man nannte sie liebevoll Däumelinchen.دخترک آنقدر ظریف بود که او را از روی محبت بچه انگشتی صدا می‌کردند.
  • Die Geschichte von Däumelinchen lehrt uns, dass auch die Kleinsten Großes leisten können.داستان دخترک انگشتی به ما می‌آموزد که حتی کوچکترین‌ها نیز می‌توانند کارهای بزرگی انجام دهند.
  • In der Puppenspielversion war Däumelinchen die Hauptfigur.در نسخه نمایش عروسکی، دخترک انگشتی شخصیت اصلی بود.