der Dönkes

Aussprache: /ˈdœŋkəs/
Worttrennung: Dön·kes
اسم

حکایات خنده‌دار، داستان‌های کوتاه و بامزه

Bedeutungen

1

داستان‌های کوتاه، اغلب بامزه و سرگرم‌کننده، که معمولاً در جمع‌های دوستانه یا خانوادگی تعریف می‌شوند (اصطلاحاً در برخی مناطق آلمان).

  • Er erzählte ein paar lustige Dönkes aus seiner Jugend.او چند حکایت خنده‌دار از دوران جوانی‌اش تعریف کرد.
  • Bei Kaffee und Kuchen wurden gemütliche Dönkes ausgetauscht.در هنگام چای و کیک، داستان‌های کوتاه و بامزه دلنشینی رد و بدل شد.
  • Die Sammlung von Dönkes brachte die Gäste zum Lachen.مجموعه حکایات خنده‌دار، مهمانان را به خنده انداخت.