die Düsterkeit
تاریکی، تیرگی، دلگیر بودن
Beispiele
- Der Besuch unter Tage ist begehrt – jeden Tag fahren zwei Besuchergruppen ein –, doch auf Dauer muss es anstrengend sein, im Streb zu hocken: arg für den Rücken und die Knie, dazu die ''Düsterkeit,'' der Lärm.بازدید از زیر زمین مورد استقبال قرار میگیرد - هر روز دو گروه بازدیدکننده وارد میشوند - اما در دراز مدت باید طاقتفرسا باشد که در محل استخراج بنشینی: برای کمر و زانوها بد است و علاوه بر آن، تاریکی، سر و صدا.