der D-Zug
قطار سریعالسیر (بینشهری با واگنهای بههمپیوسته)
Beispiele
- Unsere Gruppe war in verschiedenen Waggons eingestiegen, doch glücklicherweise war es ein ''D-Zug,'' sodass wir uns wieder treffen konnten.گروه ما در واگنهای مختلفی سوار شده بود، اما خوشبختانه قطار سریعالسیر بود، بنابراین توانستیم همدیگر را دوباره پیدا کنیم.
- Gerade traf ein ''D-Zug'' ein mit finnischen Jungen.هماکنون یک قطار سریعالسیر با پسران فنلاندی از راه رسید.